|
یلدا غصه های بی پایان دلم بردیرگذرلحظه ها درشبی بی انتهاست.......................................
به بهانه سالگرد شب اول آشنایی دفتر خاطرات باتوبودنم را مرورمی کنم گاه پوزخندی به دل ساده و زودباورم می زنم!!! وگاه قطره اشکی درحسرت روزهای ازدست رفته برای احساس درهم شکسته ام وغرورپامال شده ام می ریزم!!! تسلیت قلب صبورم...................................................................................................
چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد کاری بکن غیرگریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نمیاد زاری بکن اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد (داریوش اقبالی)
کاش می دانستی تاریکی اتاقم تنهایی لحظه هام مستی شبانم گریه های بی صدام وغم بی پایان دلم همه ازبرای توست توکه غریب آشنای زندگیم هستی ولی افسوس ................................ |
About
Home
| |||||